به آرامي آغاز به مردن ميکني...



قهرمانان و گورها/ارنستو ساباتو

یه پسرایی هستن که...
صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه...
شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچیک...
لبه هاش زیر کتونی هاشونه...
ابروهاشون فابریک خودشونه و ته ریش هم خیلی بهشون میاد...
همونایی که نه لکسوز دارن نه کمری...
همیشه پیادن رفیقشون هم هندزفری شونه...
اون پسرایی که نگران به هم ریختن موهاشون نیستن...
نگران خراب شدن ژستشون نمیشن...
وقتی با یه دختر هم دوست میشن مرامشون نمیذاره بهش خیانت کنن...
چشمشون همه جا کار نمیکنه...
و دنبال موی بلوند و چشم آبی نیستن...
و مردونگی رو به آلت شون نمی بینن...
پسرایی که موزیک های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکنن...
پز نمیدن...
پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نیست...
آره رفیق...
اونایی که تکیه کلامشون معرفته
بی ریا ...
با خدا ...
احترام خاصی برای خاطراتشون قائلن...
و آدم هارو مثل هم نمی بینن...
این جور پسرا خیلی مردن...
خیلی تکن...
خیلی خاصن...
اگه همچین کسی رو دارین اذیتش نکنین...
ازش ایراد نگیرین...
ترکش نکنین ...
خیلی شوخن و جنگولک بازی در میارن...
ولی احساس شون قویه...
آه که بکشن...
آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه ...


آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !
و فهمیدم…
تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه
درکش کنم...
ایــن روزهـــا همــه بــه مــن
دلـتــنـــگــی
هــدیــه مـی دهنــد
لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید!
بــه خـــدا
تمــــامـ شــد
دلـــــــــــم...
از دیدن بعضی صحنه ها
نه حق داری داد بزنی
نه حق داری گله کنی !
.
چون دیگه به تو “هیچ ربطی” نداره
.
بادیدن بعضی صحنه ها فقط خرد می شی !
یه صحنه
مثلِ
این . . .
اگه پسر باشی موهات می ریزه
پنجره را باز میکنم ، طلوع را میبینم و غروب را فراموش میکنم . . .
از اینکه در قلبم هستی و عشق منی افتخار میکنم . . .
روزت مبارک
عزیزم از صمیم قلب دوستت دارم و امیدوارم بتوانم جوبگوی محبت های
بی پایان تو باشم ، و سال های سال در کنار هم زندگی زیباتر از قبل داشته باشیم
همراه همیشگی تو . . .
ولادت حضرت زینب کبری و روز پرستار بر شما مبارک باد
در روز معمولی !
اولی : به اذان چه قدر مونده ؟
دومی : من چه بدونم !
در ماه رمضان !
اولی : به اذان چی قدر مونده ؟
دومی : ۳ ساعت و ۱۶ دقیقه و ۱۹ ثانیه و ۳۵ صدم ثانیه !
طریقه خوردن اب تو خیابون در ماه رمضان !
.
.
.
یه نگاه به سمت راست !
یه نگاه به سمت چپ !
قلپ قلپ اب بخور !
اگر کسی دید محکم بزن تو پیشونیت بگو :
وووووووااااااای روزم باطل شد !
.
.
.
اونم میگه اشکال نداره حواست نبوده . . .
آمد آن ماهی که نامش رمضان است ، معده از آمدنش شدیدا نگران است !
چند سال پیش ١ روز روزه گرفتم هنوز گشنمه
دانسته یا ندانسته حقوقی بر گردن هم داریم
که کفه سنگین اشتباهات آن به سمت من است
امشب شب بخشش است
من از حقوق نداشته خود بر همه دوستان و عزیزانم گذشتم
از شما میخواهم از من بگذرید . . .
التماس دعا
خوشبختی یعنی اینکه
خداوند آنقدر عزیزت کند که مایه آرامش دیگری شوی
آرزوی خوشبختی و سلامتی برای شما دارم
التماس دعا
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دست دعا نگاه دارد . . .
غرق گناهم به که روی آورم / نامه سیاهم به که روی آورم
از غم و غصه شده ام زیر و رو / غیر خدایم به که روی آورم . . .
التماس دعا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد
خوشا دل سپردن به عشق خدایی / ز قید هوس های دنیا رهایی
خوشا ، از گناهان همه توبه کردن / به درگاه حق، نیمه شب، چهر سایی
خوشا بر فراز جهان پر گشودن / گذشتن ز خودبینی و خود نمایی . . .
حاجیان گرم دعا و زائر اصلی برفت
رفته سمت کربلای پر بلا امشب حسین
اگر باشد گناه عالمینم
چه غم دارم که غمخوار حسینم
اینک مواقف عرفات است بنگرش
طولش چو عرض جنت و صد عرش اکبرش
جبریل خاطب عرفات است روز حجّ
از صبح تیغ و از جبل الرحمه منبرش . . .
خدایا من چه سازم خسته ی راهی درازم
نه فرهادم که مرُد از داغ شیرین ، نه ایوبم که با دنیا بسازم . . .
دست همه عاشقان حنایی شده است / شعر همه شاعران ولایی شده است
از یمن غدیر خم به ذکر صلوات / دوران فراق او نهایی شده است
عید سعید غدیر خم مبارک باد
مستیم ولی ز جمع هشیارانیم / مشغول دعای بارش بارانیم
با یک صلوات بیعتی تازه کنیم / تا حشر به بیعت علی می مانیم
عید غدیر خم مبارک باد
غدیر یک تاریخ است ؛ تاریخى که ابتدایش مدینه است ، میانش کربلا و انتهایش ظهور !
صد شکر که پیغمبر رحمت داریم / هم دست به دامان ولایت داریم
با ذکر شریف و مستجاب صلوات / امید شفاعت به قیامت داریم
عید غدیر خم مبارک باد
بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من . . .
دریا در دلش خنده کنان گفت : که ای ابر بارنده تو خودت از مایی . . .
شانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست / پس چرا بر شانه ام اشکی نمیریزد کسی
بی احساس و بی عاطفه بودن ، انسان را از واقعیت دور میکند
به سلامتیه کسایی که صادقانه و بدون هیچ غروری این جمله رو به زبون میارن :
” خیلی دلم برات تنگ شده “
یادم می آید گفته بودی ساده و کوتاه نویسی را دوست داری !
تقدیم به تو . . .
ساده و کوتاه تنها همین ۲ کلمه :
برگرد ، دلتنگم . . .
دلتنگم مثل ماه که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود !
برنگرد !
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت نترس فقط بیا
در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است . . .
دلتنگ که می شوم
لب پنجره نوازشم می کند
آفتاب
خیلی آشناست این گرما
انگار از نفس های تو اقتباس می کند . . .
آرام بگیر دلم . . .
تنگ نشو برایش . . .
مگر نشنیدی جمله ی آخرش را !
“ چیزی بینمان نبوده ”
هر لحظه هرجا که میرم حس نگاهت با من / این دل بیطاقتِ من قیده تورو نمی زنه
بذار یبار نگات کنم از جونو دل صدات کنم / هر چقدر دلتنگی دارم هدیه به اون چشات کنم
.
.
.
.
دلم تنگ است
دلم می سوزد از باغی که می سوزد
نه دیداری
نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می سازد چنین آشفته بازاری . . .
.
.
.
.